تبلیغات
سایت چامه - ای شادی رمیده

ای شادی رمیده، به دامان کیستی؟

بزمم خموش مانده، گل‌افشان کیستی؟

عمری به جست و جوی درت، در به در شدم

ای آشکارناشده، پنهان کیستی؟

لب‌تشنه مانده‌ام به تمنّای رحمتی

ای ابر رفته، سایه و باران کیستی؟

خالی‌ست گوش من ز گل‌آهنگ عشرتی

ای نای خوش‌نواز، غزل‌خوان کیستی؟

در تیرگی فسرد، شبستان عمر من

مهر کجا شدی و چراغان کیستی؟

سرمست نیستم که برانگیزم آتشی

ای چشم مست، ساقی دوران کیستی؟

مانی به مرغ شب که نوایت فسانه کرد

ای مرغک نهفته، به زندان کیستی؟

جان منیّ و لیک، ندانم تو دل‌شکن

دل‌داده‌ی که هستی و جانان کیستی؟



شاعر: محمد زهری
نوع شعر: شعر کلاسیک